الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
66
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
اين موضوع را ابو مخنف لوط بن يحيى ازدى از محمد بن اسحاق كلبى و ابو صالح و هم از قول زايدة بن قدامه نقل مىكند كه جماعتى از اعراب براى خريدن خوار و بار به مدينه آمدند . مردم گرفتار مصيبت رحلت پيامبر ( ص ) بودند . از آنان غافل ماندند ، بعد هم سرگرم مسئلهء بيعت و حكومت شدند . عمر به آن جماعت پيام فرستاد تا پيش او آيند . چون آمدند ، گفت : در قبال بيعت با خليفهء رسول خدا ، كمك هزينهء خوار و بار خود را دريافت داريد [ آنچه بخواهيد به شما كمك مىشود ] و اكنون هم بيرون برويد و مردم را به بيعت تشويق كنيد و ايشان را فراهم آوريد و هر كس خوددارى كرد بر سر و پيشانيش بزنيد . راوى روايت مىگويد : به خدا سوگند ديدم كه آن اعراب كمرهاى خود را محكم بستند و پارچههاى صنعانى حمايل كردند و چماق در دست گرفتند و بيرون رفتند و به جان مردم افتادند و آنان را به زور و اكراه براى بيعت مىآوردند . امثال اين اخبار كه در مورد اجبار مردم به بيعت با ابو بكر آمده بسيار است و اگر بخواهيم همه را بياوريم اين كتاب را گنجايش آن نيست . بنابراين اگر كسى كه با ما مخالف است ادعا كند كه چون گروهى با اكراه و اجبار با على ( ع ) بيعت كردهاند بيعت او صحيح نبوده است ، اولا ديديد كه اسناد آن روايات ضعيف است ، ثانيا با اين همه اخبارى كه ما در مورد مجبور بودن گروهى در بيعت با ابو بكر آورديم ، لازم است كه بيعت او نادرستتر باشد . و اين اخبار نمودارى از بطلان بيعت ابو بكر است . كراهت مسلمانان از خليفه ساختن ابو بكر ، عمر را امت مسلمان در اين موضوع متفقند كه چون ابو بكر خواست عمر بن خطاب را به جانشينى خود منصوب كند ، سران و بزرگان مهاجران و انصار از جمله طلحه و زبير و سعد بن ابى وقاص پيش او آمدند و گفتند : چه پاسخى به خداى خود مىدهى كه اين مرد خشن سختگير را بر ما امارت دادى ؟ هنگامى كه او در زمرهء رعيت تو بود ما نمىتوانستيم او را تحمل كنيم ، وقتى كه خودش والى شود چگونه خواهد بود ؟ دربارهء اسلام و مسلمانان از خدا بترس و او را بر مردم مسلط مكن . ابو بكر